حميد احمدى
59
تاريخ امامان شيعه ( فارسي )
كرد . سپس فرمود : هر كس من مولا و فرمانرواى او هستم ، على هم بهعنوان بهترين فرمانروا براى او مىباشد . خليفه اول و مواضع امام على عليه السلام نخستين خليفه بعد از رسول خدا صلى الله عليه و آله ابوبكر فرزند ابوقحافه بود . در اينكه نام وى عبدالله يا عتيق بوده اختلافنظر هست . وى از طايفه بنىتيم و از جمله طوايف قريش بهشمار مىرود . اين طايفه در جاهليت جايگاه ويژهاى نداشت . گواه اين سخن آنكه ابوسفيان پس از روى كار آمدن ابوبكر گفت : « چه شده كه حكومت در دست كمجمعيتترين و ذليلترين قريش افتاده است . » « 1 » درباره شغل او در جاهليت نيز اختلاف نظر هست . برخى گفتهاند او تاجر بوده است . ابوبكر در حالى كه دو سال از رسول خدا صلى الله عليه و آله كوچكتر بوده ، از جمله مسلمانان نخستين دانسته شده ، گرچه بين اينكه چندمين مسلمان بوده ، بازهم اختلافنظر وجود دارد . « 2 » وى در طول سالهاى دعوت در مكه ، گرفتار فشار خاص نشد ، اما اين فرصت را يافت كه به هنگام هجرت پيامبر خود را به دو رساند و در غار ثور در كنار پيامبر قرار گيرد . ارتباط ابوبكر با پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پس از ازدواج آن حضرت با عايشه قوىتر گرديد . عايشه كه زنى زيرك بود و تلاش داشت در حوادث سياسى اثرگذار باشد ، موقعيت ابوبكر را تا اندازهاى مستحكم ساخت ؛ چنانكه امام على عليه السلام معتقد بود در جريان نماز ابوبكر ، عايشه نقش اصلى را عهدهدار بود . در حالى كه ابوبكر در دوره ده ساله مدينه هيچ مسئوليت سياسى يا نظامى بر عهده نداشت ، توانست با درك موقعيت جناحهاى داخلى قريش و با بهرهگيرى از عناد قريشيان با امام على عليه السلام و نيز با هميارى جناحهاى ميانى قريش ( كسانى كه در شمار بنىاميه و بنىهاشم نبودند ) قدرت را در دست گيرد . « 3 » در اين هنگام ، فرصت و زمينه مساعدى در اختيار ابوبكر قرار گرفت و آن ارتداد و مخالفت برخى مسلمانان در خارج از مدينه بود . در چنين اوضاعى كه مسلمانان اصل اسلام را در خطر
--> ( 1 ) . عبدالرزاق بن همام صنعانى ، المصنّف ، ج 5 ، ص 451 . ( 2 ) . بنگريد به : سيد جعفر مرتضى عاملى ، الصحيح من سيرة النبى الأعظم ، ج 1 ، ص 247 ، 289 و 290 ؛ محمد بن جرير طبرى ، تاريخ الامم و الملوك ، ترجمه ابوالقاسم پاينده ، ج 2 ، ص 60 . ( 3 ) . رسول جعفريان ، تاريخ سياسى اسلام ( تاريخ خلفا ) ، ج 2 ، ص 26 .